یک لوگو را روی شبکه دایرهها میگذاریم، چند خط طلایی به آن اضافه میکنیم و ناگهان طرح علمیتر به نظر میرسد. اما این تصویر بهتنهایی ثابت نمیکند لوگو خوب طراحی شده یا سازنده آن از نسبت طلایی استفاده کرده است. نسبت طلایی یک ابزار هندسی برای بررسی تناسب است؛ کیفیت لوگو را باید در شکل، خوانایی و کاربرد واقعی آن دید.
اگر میخواهید از این نسبت در طراحی استفاده کنید، بهتر است از یک مسئله مشخص شروع کنید: عرض نشانه نسبت به ارتفاع آن، فاصله نشانه و نام برند یا اندازه دو بخش از یک ترکیب. در این حالت، نسبت به شما یک نقطه شروع میدهد. اگر اول لوگو را بسازید و بعد برای هر گوشه آن دایرهای پیدا کنید، شبکه بیشتر توضیح بعد از طراحی است تا روش ساخت.
نسبت طلایی دقیقاً چیست؟
دو طول مثبت را در نظر بگیرید که یکی از دیگری بزرگتر است. وقتی نسبت مجموع آنها به طول بزرگتر، با نسبت طول بزرگتر به کوچکتر برابر باشد، به نسبت طلایی میرسیم. مقدار آن تقریباً ۱٫۶۱۸ است. مثلاً اگر یک ضلع را ۱۰۰ واحد انتخاب کنیم، ضلع دیگر در مستطیل طلایی حدود ۱۶۱٫۸ واحد خواهد بود. این تعریف هندسی است؛ از آن نمیتوان بهتنهایی نتیجه گرفت که هر مستطیل با این ابعاد زیباتر است.
در دنباله فیبوناچی، هر عدد از جمع دو عدد قبلی به دست میآید. نسبت عددهای متوالی این دنباله با بزرگتر شدن عددها به نسبت طلایی نزدیک میشود. این موضوع علت استفاده از مربعهای فیبوناچی در بعضی نمودارهای طراحی است. با این حال، مارپیچی که با ربعدایرههای داخل مربعها ترسیم میشود، تقریب یک شکل است و نباید همه شکلهای مارپیچی را با آن یکسان دانست.
راهنمای Adobe درباره نسبت طلایی تعریف و نمونههای کاربرد آن را توضیح میدهد. این نوع راهنما برای آشنایی با ابزار مفید است، اما تصمیم نهایی درباره لوگوی شما باید با آزمون طرح خودتان گرفته شود. توضیح هندسی را از ادعای بازاریابی درباره موفقیت برند جدا نگه دارید.
قبل از شبکه، مسئله برند را روشن کنیم
بریف لوگو باید درباره محل استفاده، نام برند، مخاطب و محدودیتها حرف بزند. لوگویی که بیشتر در آیکون اپلیکیشن دیده میشود، با نشانهای که روی تابلوی فروشگاه نصب میشود شرایط یکسانی ندارد. ترکیب فارسی و لاتین، طول نام، نیاز به نسخه تکرنگ و روش چاپ هم روی شکل اثر میگذارند. اگر این نیازها روشن نباشند، شبکه هندسی قرار نیست آنها را حل کند.
برای یک مثال آموزشی، نام کوتاه یک کارگاه را در نظر بگیرید که هم روی بستهبندی چاپ میشود و هم در عکس پروفایل قرار میگیرد. ابتدا چند ایده ساده برای نشانه و نوشتار میسازیم. هنوز لازم نیست همه ایدهها از نسبت ۱٫۶۱۸ پیروی کنند. هدف این مرحله دیدن تفاوت ایدهها و حذف شکلهایی است که پیچیده، ناخوانا یا بیش از حد شبیه یک نشانه آشنا هستند.
بعد از انتخاب چند گزینه، بررسی میکنیم کدام طرح در اندازه کوچک بهتر قابل تشخیص است و کدام با نام برند ارتباط روشنتری دارد. این بررسی جای جستوجوی حقوقی یا ارزیابی ثبت علامت را نمیگیرد؛ فقط بخشی از فرایند طراحی است. نسبت طلایی در مرحله تنظیم تناسب وارد میشود، نه بهعنوان دلیلی برای انتخاب یک ایده ضعیف.
شبکه را برای یک تصمیم محدود بسازیم
یک روش ساده این است که فقط رابطه دو اندازه را با نسبت طلایی امتحان کنید. مثلاً ارتفاع نشانه را ۱۰۰ واحد و عرض محدوده کلی را حدود ۱۶۲ واحد بگیرید. سپس همان طرح را با نسبتهای نزدیک و سادهتر هم بسازید. اگر تفاوت در کاربرد واقعی دیده نمیشود، لازم نیست نسخه طلایی را صرفاً به دلیل عدد آن انتخاب کنید. مقایسه باید بدون خطوط کمکی هم انجام شود.
برای نشانههای منحنی، میتوانید مجموعه محدودی از دایرهها داشته باشید و از آنها برای هماهنگ کردن قوسها استفاده کنید. قطرها را از ابتدا ثبت کنید و نقش هر دایره را مشخص نگه دارید. افزایش تعداد دایرهها تا جایی که همه قسمتهای یک طرح را توجیه کنند، لزوماً طرح را منظمتر نمیکند. شبکه باید امکان اصلاح بدهد و رابطهها را توضیح دهد، نه اینکه به یک تصویر تزئینی شلوغ تبدیل شود.
تعادل بصری با برابری عددی فرق دارد
ممکن است دو فاصله روی فایل دقیقاً برابر باشند، اما در نگاه برابر دیده نشوند. شکلهای باز و بسته، گوشهها و قوسها وزن بصری متفاوتی دارند. فاصله دایره تا حرف بعدی را فقط با عدد قضاوت نکنید؛ ترکیب را در اندازه مصرف ببینید. اگر یک فاصله نیاز به اصلاح دارد، آن را اصلاح کنید و دلیل را ثبت کنید. حفظ یک نسبت نباید خوانایی نام برند را قربانی کند.
همین مسئله در ضخامت خطوط دیده میشود. خط افقی و عمودی همضخامت همیشه در کنار هم وزن یکسانی نشان نمیدهند. اتصال دو منحنی هم ممکن است لکه تیرهای بسازد که در نمای بزرگ قابل توجه نیست و در اندازه کوچک واضح میشود. شبکه نقطه شروع است؛ بررسی بصری و نسخههای آزمایشی برای دیدن این مسئلهها لازماند.
برای تنظیم فاصله و وزن بخشها، مقاله اصول ترکیببندی بصری ادامه مناسبی است. موضوع آن رابطه عناصر در یک ترکیب است و کمک میکند تصمیم هندسی را کنار ترتیب توجه و تعادل شکلها ببینید. اینها دو بخش از یک مسئلهاند و بهتر است هنگام ارزیابی، هر دو بررسی شوند.
ادعای استفاده برندهای معروف را بررسی کنیم
در اینترنت تصویرهای زیادی از لوگوهای معروف با دایره و مارپیچ طلایی میبینید. اگر منبعی از طراح، استودیو یا مستندات برند نداریم، این تصویرها اثبات فرایند طراحی نیستند. ممکن است کسی پس از پایان کار، شبکهای روی لوگو گذاشته باشد. در معرفی یک پروژه خودتان هم بین «با این شبکه ساخته شد» و «با این شبکه قابل مقایسه است» تفاوت بگذارید.
به همین دلیل، در این مقاله نمیگوییم یک فهرست از برندها حتماً از نسبت طلایی استفاده کردهاند. برای چنین ادعایی باید منبع همان پروژه را بررسی کرد. بهجای تکیه بر نام برند معروف، طرح خودتان را با معیارهای قابل مشاهده توضیح دهید: کاهش جزئیات، هماهنگی قوسها، فاصله مناسب یا تشخیص بهتر در اندازه کوچک. این توضیح برای کسی که قرار است لوگو را استفاده کند مفیدتر است.
سه آزمون روی خروجی واقعی
آزمون اول، اندازه کوچک است. نشانه را در ابعادی که واقعاً استفاده میشود ببینید: آیکون سایت، عکس پروفایل یا گوشه یک فرم. آیا سوراخها و فاصلههای داخلی هنوز باز هستند؟ آیا نام خوانده میشود؟ اگر طرح در اندازه کوچک خراب میشود، باید جزئیات یا ضخامتها را اصلاح کنید. بزرگ کردن نمای فایل طراحی، این مشکل را پنهان میکند.
آزمون دوم، نسخه تکرنگ است. همه قسمتها را با یک رنگ نمایش دهید و ببینید ساختار نشانه باقی میماند یا نه. گرادیان و تفاوت رنگ گاهی دو قسمت را از هم جدا میکنند؛ با حذف آنها ممکن است شکل مبهم شود. این آزمون مخصوصاً وقتی لوگو روی مهر، چاپ محدود یا اسناد اداری قرار میگیرد مفید است. شرایط تولید واقعی را قبل از تحویل بپرسید.
آزمون سوم، زمینههای مختلف است. نسخه روشن، تیره و تصویردار را مقایسه کنید. اگر برای هر زمینه مجبور به تغییر شکل نشانه میشوید، شاید نسخهها از ابتدا خوب تعریف نشدهاند. رنگ را بعد از اطمینان از ساختار بررسی کنید. مقاله رنگ در طراحی وب درباره نقش رنگ و خوانایی توضیح بیشتری میدهد.

از لوگو تا سیستم نشانهها
لوگو قرار نیست همه کارهای گرافیکی برند را بهتنهایی انجام دهد. در یک محصول دیجیتال، آیکونها، دکمهها و تصاویر هم وجود دارند. میتوانید از برخی رابطههای هندسی لوگو برای ایجاد هماهنگی کمک بگیرید، اما هر آیکون باید ابتدا وظیفه خودش را انجام دهد. اگر وارد کردن مارپیچ طلایی به یک آیکون ساده باعث ابهام شود، استفاده از آن تصمیم مناسبی نیست.
برای طراحی این بخش، مقاله اصول و سبکهای طراحی آیکون را کنار قواعد هویت بصری بخوانید. محدوده امن اطراف لوگو هم باید مشخص شود تا در سربرگ و شبکههای اجتماعی به عناصر کناری نچسبد. مقاله فضای خالی در طراحی به توضیح نقش همین فاصلهها کمک میکند.
چه چیزی را به مشتری تحویل بدهیم؟
فایل برداری اصلی، نسخههای افقی یا عمودی لازم، نسخه تکرنگ و خروجیهای مناسب وب را جدا آماده کنید. اگر شبکه واقعاً در ساخت استفاده شده، یک صفحه کوتاه برای توضیح آن کافی است. فایل مصرف روزانه باید بدون خطوط کمکی باشد. قرار نیست مشتری برای استفاده از لوگو، هر بار یک صفحه دایره و اندازهگذاری را باز کند یا خودش خروجی مناسب بسازد.
اندازه حداقل، زمینههای مجاز و محدوده امن را با نمونه قابل دیدن نشان دهید. در نسخه فارسی و لاتین، فاصلهها را جدا بررسی کنید و فرض نکنید یک عدد برای هر دو ترکیب مناسب است. اگر قرار است نسخه کوچکی سادهتر باشد، آن را بهعنوان نسخه تعریفشده تحویل دهید. تغییر خودسرانه نسبتها پس از تحویل میتواند ساختار کار را به هم بزند، حتی اگر طرح اولیه شبکه خوبی داشته باشد.
نسبت طلایی چه زمانی کمک میکند؟
وقتی چند اندازه بیقاعده دارید و به یک مبنای اولیه برای مقایسه نیاز دارید، این نسبت یکی از گزینههاست. اما برای اثبات زیبایی یا موفقیت لوگو کافی نیست. نقد کاربرد نسبت طلایی در طراحی رابط هم همین محدودیت را یادآوری میکند: ویژگی هندسی را نباید با تضمین کیفیت تجربه یکی گرفت. بررسی Nielsen Norman Group درباره نسبت طلایی در طراحی
در آخرین مرور، شبکه را خاموش کنید و از چند نفر بخواهید طرح را در کاربرد واقعی ببینند. پرسش را مشخص مطرح کنید: کدام نام خواناتر است، کدام نشانه در اندازه کوچک بهتر تشخیص داده میشود و کدام فاصله نامتعادل دیده میشود؟ پاسخ به این پرسشها برای اصلاح قابل استفاده است. اگر نسخهای خارج از نسبت طلایی مسئله را بهتر حل میکند، انتخاب همان نسخه کاملاً قابل دفاع است.
هنوز دیدگاهی ثبت نشده
اولین نفری باشید که نظر میدهد!